!..اینجا چراغی روشن است

برآید از تن من ناله

گر بخارم تن

بدان مَـثابه که مطرب زند به تار انگشت

به تلخکامی ایّام شاد باش و مزن

به شهد کاسه ی هر سفله

زینهار انگشت